تبليغاتX
حمــــــــیدرضا افراشــــــته







































حمــــــــیدرضا افراشــــــته

... هر دم از این باغ

دیروز در یکی از سایتهای وابسته به نهادهایی که اصولاً نبایستی در مسائل سیاسی وارد شوند، مطلبی در خصوص برگزاری همایش 51 میلیاردی درج نموده بود. هر چند رویه ما گذر بدون حاشیه و در کمال صحت و سلامت از کنار این بی خردان است ؛ اگر همچون عیسی بن مریم نباشیم که از انسان احمق فراری بود، لااقل می توانیم بدون اصطکاک از کنار ایشان عبور نمائیم. ولیکن از آنجایی که این بی خردان سعی در خدشه وارد نمودن به دامن پاک رئیس جمهور محترم دارند، لازم است مطالب زیر را بیان نمایم. هر چند ایشان به خیال خام خوش با انتساب مشتی اوهام و مطالب خلاف واقع تصویری دهشت بار از این حقیر ساخته اند، ولیکن اقبال و گرایش و محبت دوستان به این حقیر بیشتر شده است. هیچ گاه فراموش نمی کنم، در شروع موج جدید ناجوانمردی ها به رئیس دولت و یاران صدیقش تفألی به قرآن کریم زدم و این آیات مرهم جسم و جانم گردید و سوخت راه بنده تا امروز گردید.(سوره مبارکه یونس )
أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ ﴿۶۳﴾ َلهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۶۴﴾ وَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۶۵﴾

آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى‏شوند (۶۲)همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيده‏اند (۶۳)در زندگى دنيا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‏هاى خدا را تبديلى نيست اين همان كاميابى بزرگ است (۶۴)سخن آنان تو را غمگين نكند زيرا عزت همه از آن خداست او شنواى داناست (۶۵)
و اما بعد...
1)    نامه ای مجعول با امضاء این حقیر منتشر نموده اند که در آن شرط برگزاری همایش بین المللی جوانان، اختصاص مبلغ 51 میلیارد تومان بوده است، نکته جالب آن است که فارغ از اهمیت همایش و شرح رویه ها و قسمت های مختلف آن از قبیل تدوین منشور ملی مدیریت مشترک جهانی، گفتمان سازی و ارائه آن در بیش از 21 مرکز علمی در استانها و برگزاری 4 همایش منطقه ای و در نهایت برگزاری همایش بین المللی جوانان با حضور 500 میهمان خارجی؛ هیچ گاه از این گونه اعداد و ارقام ذکری به میان نیامده است. فلذا شاید قریب به ذهن عددی در حدود 5/1 میلیارد تومان بیاید که بایستی گفت جاعل محترم، یا فرق بین تومان و ریال را نمی دانسته و یا یک ممیز از ارقام را دزدیده است (گل بود به چمن نیز آراسته شد). لازم به توضیح است که در نامه مجعول تمام ارقام به صورت تومان ذکر گردیده است که در رویه های اداری تقریباً نامرسوم است.

2)    بخش عمده نامه، از جمله کلیات، اهداف، مدعوین و ... (منهای مبالغ) از نوشته های اینجانب بوده که همواره با درج مهر محرمانه انتشار یافته است که صرف نظر از محق بودن اینجانب برای پیگیری قانونی، به نوعی انتشار برخی از اسناد دولتی بوده و تنظیم کننده بی خرد نامه مجعول به نیت ضربه زدن به این حقیر، بخشی از اسناد دولتی را در فضایی قرار داده است که علاوه بر مردم عزیزمان که محرم اسرار  هستند، امکان دسترسی اجانب و بیگانگان را نیز بدان فراهم آورده است. البته این جماعت بی خردان  قدرت تحلیل و ارزیابی مسائلی فراتر از مهملات و وهم بافی خویش ندارند!

3)  در برخی از متون آمده است احمقی گفت: شیری امامزاده بنیامین را در بالای گلدسته خورد؛ ظریفی عبور نمود و گفت اولاً پیامبر زاده بوده است و ثانیاً بنیامین نبوده  و ثالثا  برادرانش گفتند گرگ در قعر چاه وی را خورد. در ضمن از اینها نیز بگذریم اصل ماجرا از اساس کذب بود. فارغ از صحت و سقم ارقام هیچ گاه همچنین مبلغی در اختیار اینجانب قرار  نگرفته و نخواهدگرفت زیرا همانطور که در قسمت اول نامه (قسمت صحیح آن) نیز درج گردیده است، موعد برگزاری همایش تیر ماه سال آتی است (نکته ای که جاعل محترم به آن دقت نکرده است)

در ضمن در قسمت امضای نامه نیز امضائی از این حقیر آمده است که به فرض صحت با امضای منتسب به این حقیر در ذیل درخواست بورسیه دکترا (که آن نیز خود ماجرایی دارد) متفاوت است. فلذا در پایان از تمام جاعلان محترم خواهشمند است اولاً در رقم سازی هر چند جانب اخلاق و انصاف را رعایت نمی کنید ولیکن لااقل مختصری عقل برای اینجانب قائل باشید و ارقامی را نسبت دهید که با عقل جور درآید، همچنین تمام جاعلان به یک اجماع رسیده و برای این حقیر یک دست خط و یک امضاء جعل نمائید.

و در پایان ذکر این آیه شریفه را مغتنم می دانم،
ولا تقف مالیس لک به علم، ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسولا(اسرا آیه 36)
و هرگز بر آنچه بدان علم و اطمینان ندارید دنباله رویی نکنید که در پیشگاه خداوند چشم و گوش و دلها همگی مسوولند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 13:14 توسط حمیدرضا افراشته| |


 

با نگاهی به وضع کنونی جهان در می‌یابیم جامعه جهانی با مسائل پیچیده و غامضی همچون:
- عدم پاسخگویی به مسائل اصلی و روحی بشر، عدم اعتنا و لحاظ نیازهای فطری انسان در پیچ و خم اندیشه‌های وارداتی نظام غربی به حوزه‌های شخصی و اجتماعی ملل و فقدان معنویت
- تزاید نابرابری‌های مختلف جنسی، اقتصادی، سیاسی و اعمال تقسیم بندی و مرزبندیهای واهی میان بشریت
- شیوع نا امنی، جنگ، فقر و...

دست و پنجه نرم می‌کند.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 0:11 توسط حمیدرضا افراشته| |


جریان انحرافی ۱۰۰۰ بار از فتنه خطرناکتر است

این جمله را بارها از جانب بسیاری از دوستداران آگاه ! شنیده ایم.(حتما اولین افرادی که به ذهن می ایند برادر صادق منش و دانشمند معظم ذوالنور است. بگذریم.. ) ولیکن هیچ گاه بدان توجه وافر ننمودم و به این خطر دم گوش واقف نگردیدم.

خدا رو شکر که دیری نپایید و اندکی بصیرت این مردان آگاه را یافتیم. ماجرا از این قرار بود که همگان دیدیم که  اهل فتنه وقیحانه شعار " نه غزه ، نه لبنان، جانم فدای ایران را سر میدانند" ولیکن جریان فتنه به واسطه تلاش دوستان ، هیچ گاه نتوانستند بر این آرزوی خویش پا فشاری نمایند. ولیکن جریان انحرافی که واسطه دولت دهم بر مراکز کلیدی کشور دست یافته است، سعی در اجرای مطامع خود دارد. جریان انحرافی خود زاییده دولت دهم است و دولت نهم و دهم را همین اندیشمندان مردمدار سر کار آورده اند. دولت دهم نیز با میدان دادن به این جریان نه تنها به مجاهدتهای  شبانه روزی و پشتوانه مردمی افرادی چون جناب صادق منش خیانت میکند، بلکه عرصه را بر جولان دادن این جریان نیز باز میکند. از آن جمله نفوذ این حلقه بر وزارت ورزش است. به طوریکه همگان دیدیم وقیحانه تیم ایران به تیم فلسطین ۷ گل زد. فلذا می توان گفت:"جریان انحرافی ۱۰۰۰ بار از فتنه خطرناکتر است". در زیر بخشی از دلسوزی های  برادر اندیشمند صادق منش آمده است:

" ذوق زدگي برخي محافل ورزشي كشورمان از اين پيروزي و دست افشاني آنها در پي اين به قول خودشان، «جشنواره گل»! ديدني و تاسف خوردني بود و بعيد نيست كه روح پورياي ولي از خنده آنها به گريه افتاده و به زبان حال خطاب به آنان گفته باشد؛ من براي به دست آوردن دل شكسته يك مادر پير، در مقابل حريفي كه بي ترديد بر او پيروز مي شدم، تن به شكست دادم و شما همه آنچه در توان داشتيد را براي شكست تيمي كه به نمايندگي از مردم مظلوم فلسطين ميهمان شما بود به كار گرفتيد و در پي اين پيروزي به وجد آمده و آن را «جشنواره گل» ناميديد! و حال آن كه اين پيروزي، با توجه به شرايط سخت تحميل شده از سوي صهيونيست ها بر مردم مظلوم فلسطين و محروم بودن اجباري تيم ياد شده از تمرينات و امكانات فراواني كه شما در اختيار داريد، اهميت چنداني هم نداشت، چه رسد به آن كه «جشنواره گل»! ناميده شود! "

فلذا برای تایید فرمایشات این استاد ارزشمند عرض مینمایم که  اگر قرار بر زدن هفت گل بود، چه ایراد داشت اصلا هفت گل به دروازه خودی میزدیم.

نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 13:42 توسط حمیدرضا افراشته| |


مستحبات روز جمعه


یکی از مستحبات یوم الجمعه این است که از انگشت کوچکترین، در دست راست  شروع به ناخن گرفتن، کنی و به انگشت بزرگترین در دست دیگر ختم نمایی. ما نیز که در هیچ چیز به اهل صلاح شبیه نمیباشیم، جز دفع زواید، بدین کار اهتمام ورزیدیم. و برای اجتناب از ریختن ما ترکِ ناخنها بر روی فرش منزل به نیازمندیهای روزنامه وزین حاج حسین صادق منش متوسل شدیم. گویی قرار است هفتگی بر این آستان نیازمند شویم. به فاصله طی نمودن چند قدم ، فرصت تورق آن را یافتم. 12 صفحه نیازمندی ها اصلا نمیتواند تامین کننده  دخل و خرج یک روزنامه وزین! باشد. از سوی دگر، قلت صفحات و خالی بودن آن از آگهی های روزمره ( که معروض خواهم داشت) گواه آن است که حتی از طریق آگهی هم نمیتواند این مطبوعه  جلب مخاطب عامه  نماید. (کاری که همشهری لا اقل در این حوزه موفق بوده است). البته شاید روزنامه ای که خریدار عمده اش نیز بخشهای دولتی هستند، و مردم وقع چندانی بدان نمی نهند، نیازی هم به داشتن بخش نیاز مندی نداشته باشد. بخشی که اصولا مخاطبش عامه مردمند.البته شنیده ام که سالیان قبل (قبل از زعامت جناب صادق منش) این روزنامه پر رونق و  پر مخاطبتر بوده و به جای  همشهری، روزانه بخشی از مخاطبینش را به صرف داشتن  این بخش ژر بار! جذب مینموده. بگذریم...

در این چند لحظه، چند نکته جالب توجهم رو جلب نمود . به جز یک صفحه کامل که برای تهاتر بدهی چند میلیاردی به تامین اجتماعی اختصاص یافته است؛ که البته  قول خود روزنامه برابر با 450 هزار تومان است، یک صفحه کامل را نیز به معرفی نیازمندیهای آن روزنامه اختصاص یافته بود. چند صفحه و نیم صفحه دیگر را نیز به چند سازمان دولتی اختصاص داده بودند. که احتمالا آن نیز به بهای تیغاندن آنها تمام شده بود، وگرنه هیچ آدم عاقلی حتی ماست ترش خود را نیز در این صفحات، آن هم با قیمتی گزاف ، معرفی نمی نماید. یک بخش هم مربوط به مال باختگان بود. و افراد ، اسناد و مدارک گم شده خود را اعلام مینمودند. احتمالا این افراد هم کسانی بودند که مدارک خود را تعمدا گم نموده بودند و با درج آگهی در این بخش مهجور سعی در رفع تکلیف داشته تا بتوانند سریع تر  در پروسه قانونی، المثنی دریافت کنند. در این امور همچون گرفتن شناسنامه المثنی ،همه لطفش به تعجیل در آن است و گرنه مرغ از قفس خواهد پرید.


در نهایت یک بخش مربوط به معرفی محصولات فرهنگی  نیز وجود داشت. تعدادی کتاب بنجل و بی مخاطبتر از خود روزنامه، در آنجا معرفی شده بودند. تعدادی کتاب که مربوط به فال ،خوابگزاری ، احضار روح و .. بود، بیش از بقیه توجه مرا جلب کرد و فهمیدم که هان ای دل غافل در این  مطبوعه مستقیم نیز انحراف رخنه کرده است و در آن شعبه زده است.

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 2:48 توسط حمیدرضا افراشته| |


سكوت، سكوت، تا رفع كل فتنه

 

گويي قرار است در آن  هنگام كه همگان با كتمان حقيقت بر جيره خواري خاندان قدرت و ثروت سكوت كنند، تو افشاگري نمايي و پيروز مصاف باشي؛ و اين بار نيز كه همگان دهان به فحاشي، تهمت، غيبت و ... به تو و يارانت براي تخطئه و ابتر نمودن مسير اميد و عدالت گشوده اند، با سكوتت فايق آيي.

افشاگري ات در خرداد 88 ، پيروزي مردم را در برداشت و رسوایي رسوايان ، به قامت فتنه گر. و اينبار براي برچيدن تمام دودمان فتنه از سلاح سكوت مدد جسته اي. گويا قرار است رمز پيروزي ات: "سكوت، سكوت، تا رفع كل فتنه" باشد.

 

 

عمرت دراز و پدرت در اعلا عليين

 

اين جمله را تنها از آن باب نميگوييم كه بر سر سفره پدري، لقمه حلال خورده اي و به پاك دستي شهره اي. از اين جهت ميگويم كه باز هم خناسي آن عده كه در پي انتقام جويي از تو و مردم هستند را با سكوتت پاسخ دادي.از اين جهت ميگويم كه متواضعانه تمام موفقيت دولتت را از آن ملت ایران  و عظمت و پاكيشان دانستي.موفقيت هايي كه براي دولتهاي پيش از تو به آرزويي بعيد المنال شبيه بود؛ و امروز به واسطه پيگيري و حضورت در صحنه به يك خاطره شيرين مبدل شده است. و تو باز هم سخاوتمندانه تمامش را تقديم مردم نمودي. هماناني كه در تحريم هاي بين المللي و مضايق داخلي پا به پا همراهت بودند و خود يك تنه تمام ناملايمات را به جان خريدي و لب به شكوه به بي خردان نگشودي؛ هماناني  كه سعي در چسباندن ناچسب ترين وصله عالم به  دامان پاك تو هستند.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 11:11 توسط حمیدرضا افراشته| |


شهرداري گوي سبقت را از دولت ربود

برخي از شنيده ها حاكي از آن بود كه همزمان با دور چهارم سفرهاي استاني دولت، شهرداري تهران نيز دور چهارم آسفالت خيابانهاي شهر و جدول كشي و موزاييك كاري معابر را انجام خواهد داد.

وليكن چند روز گذشته شاهد عمق استراتژيك و نگاه راهبردي مديريت آن مجموعه بودم،و سر بر آستان ايزدي به شكرانه اين تدبير عالمانه ساييدم. زيرا مفتخرم كه عرض نمايم شهرداري تهران از كارهاي سطحي و ناچيز فارغ شده و به كارهاي عميق پرداخته است. به طوريكه اين بار بر خلاف چند دفعه گذشته كه صرفا به تراشيدن لايه سطحي آسفالت مي پرداختند ؛ اين بار به يك باره تمام دستاوردهاي شش سال گذشته را از جاي كندند و به كار عمقي پرداختند.

هفته گذشته هنگام عبور از يكي از خيابانهاي تهران، ديدن تكه هاي عظيم آسفالت  به قطر بيش از 30 سانت كه احتمالا با ديناميت هم مورد عنايت قرار گرفته بودن، مرا شگفت زده كرد. و متوجه شدم كه شهرداري به كارهاي عميق خواهد پرداخت و با تزريق ميلياردي سكه هاي طلا به عمق خيابانها، فصل  بي نظيري از جهاد را به منصه ظهور خواهد رساند.

از سوي ديگر من به عنوان يك شهروند ، هر چند هنوز قبض 100 هزار توماني عوارض سال 90 را پرداخت نكرده ام( به عبارت بهتر معادل 60 درصد بهاي ربع سكه؛ چون واحد محاسبات شهرداري احتمالا سكه محسوب ميشود)، وليكن از اين حسن تدبير شهرداري كمال سپاس را دارم. در حالي كه جريان انحرافي سعي در چپاول آب درياچه اروميه است و ايجاد فاجعه زيست محيطي را نيز به كارنامه اش خواهد افرود، شهرداري تهران به فكر سلامت زيستي شهروندان است. زيرا اگر رويه شش سال گذشته ادامه ميافت و با احتساب شدت گرفتن حجم آسفالت  كاري در سالهاي منتهي به انتخابات، عمق آسفالت هاي خيابانهاي پايتخت از چند سانتي متر به چند متر ميرسيد و اين امر سبب ميگرديد كه نور خورشيد به اكثر منازل شهروندان نرسد و خود باعث ايجاد اختلالات بهداشتي شود. هر چند آسفالت تراشيده شده دو باره و با طي يك سيكل تركيبي بر روي خيابانهاي شهر پاشيده ميشود ، وليكن اين اقدام به موقع ذي قيمت و قابل تقدير است.

آسفالت خراب خیابان ها
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 13:34 توسط حمیدرضا افراشته| |


سلام

گفتم خوبه آدم به جای مطالب طولانی ، که ممکنه با بی مهری هم رو به رو بشه؛ نكات لطيفي رو كه به ذهنش ميرسه رو در يك پاراگراف بنويسه.اين كار هم با حوصله مخاطب سنخيت داره، هم باعث ميشه كه مطالب به علت انباشت، حذف نشن.برا همينم ميخوام يه سلسله مطالبي رو روزانه به نام" تك مضراب " بزنم.منتظر نظر و راهنماييتونم.

 

تك مضراب 1

تو خبر ها خوندم كه يكي از خانمهاي هنر پيشه در يكي از شبكه هاي ماهواره اي به حالت بي حجاب ظاهر شده. يه هفته اي منتظر موندم كه بازخوردهاي مختلف رو بشنوم. منتظر بودم كه برادر فرهيخته، و با تقوا  حاج حسين صادق منش!  اون رو به جريان انحرافي نسبت بده و يه تيتربا فونت درشت ( مثلا 13) بزنه و بگه:" كشف حجاب بازيگر ايراني ، در اعتراض به نفوذ جريان انحرافي ، در  شريانهاي اقتصادي" . اصلا جا داشت بگه كه حتي اون خانم هم از انحراف فكري دولت به ستوه اومده، آخه مگه كوروش كبير و نوه نتيجه هاش كه پولهاشونو رو هم گذاشتن و به يه فقره اختلاس نرسيد، اعتراض خودشون رو نگفتن. اصلا بي خيال فلسطين و تقسيم اراضيش بشيم و بچسبيم به روزنامه ايران كه از بودجه دولتي تزريق ميكنه. ما كه اصلا نه بدهكاريم  به بيت المال و نه ازش ارتزاق ميكنيم. روزي يه صفحه پيام بازرگاني در مورد تامين اجتماعي  تو نيازمنديهامون هم براي رضاي خداست. چون ما طالب "تأمين آتيه"  مردم ايم !

خودتون هم برا مطلب اولم تیتر بذارین.

 

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 19:28 توسط حمیدرضا افراشته| |


سلام خدمت دوستان

خیلی به نوشتن مطالب ساندویچی علاقه ای ندارم.چون دون شان مخاطب تلقی میشه( ما که شانی نداریم!). ولی یه مطلبی رو دیدم که حیفم اومد شرحی بهش نزنم:

یکی از سایت هایی که با بودجه بیت المال و نهادهایی که اصلا نباید وارد یه مسایلی بشن(...) در مورد سفر ژنو ما که برای تفریح! و با بودجه بیت المال! و رانت خوارانه! بود ،مطلبی رو کار کرد. که خالی از لطف نیست، که توضیحی رو  بگم.البته من در مورد اصل خبر و صحت و سقمش قصد صحبت ندارم. چون من هر چی هم بگم تبرئه نمیشم و آخرش میشه آسمون ریسمون بافتن . یا به قول یه بنده (شاید ) خدایی: " اگه راست میگی ثابت کن".قضیه برعکسه. "البینه علی المدعی"، برا ما از اون طرفه.

بگذریم. تو اون مطلب نوشته بود فلانی پرید. که باید عرض کنم برادر ما هستیم. تازه دیگرانم رو هم میپرونیم. تو امیرکبیر هم یه طیفی از حضرات لمپن که سر دستشون هم برادر فرهیخته! علی افشاری بود پریدن و الانم در دانشگاههای غرب در حال تحصیلن،  ولی ما هستیم.با  این رویه ای هم که شما در پیش گرفتین ، و با این پایگاه اجتماعی روز افزون! احتمالا دو سال دیگه و بعد از اقبال گسترده! مردمی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ ، سرنوشتی جز پرش نخواهید داشت.البته اونها علاوه بر خوش خدمتی، حداقل از اندک آی کیویی برای ادامه حیات  در غرب بر خوردار بودن ولی شما احتمالا در بلاد کفر هم معذب میشید.

و باید عرض کنم که مادامی که در این کشور بیرق اسلام و ولایت (اونم از ولایت معصوم گرفته تا فقیه ، که به فرموده امام در یک مسیرند) بالاست ، برای سربازی و جان فشانی آماده ایم و تا پای جان در مبارزه با هر انحرافی ایستاده ایم.که البته امروز انحراف به فرموده آقا، انحراف در سیرت  جمهوری اسلامی ست،که  تبلورش هم امروز شیوع تهمت ، لجن پراکنی و کار خطای خود رو به دیگری نسبت دادن (فرار رو به جلو و...) میباشد، هست.

نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 7:59 توسط حمیدرضا افراشته| |


 

سه شنبه 15 رمضان المبارک، بهترین عیدی را از  صاحب آن روز گرفتم و توفیق حضور در نماز جماعت ظهر به امامت زعیم عالیقدر جهان اسلام ، نصیبم شد. در هنگام خروج و بعد از تحویل تلفن همراهم از محل تحویل اشیا، متوجه تماسهای از دست رفته بیش از حد معمول شدم. با اولین شماره که تماس گرفتم ، از من خواست که سری به یکی از سایتهای سیاسی بزنم. وبه دلایلی، به ذکر همین یک جمله اکتفا نمود.

با توجه به شناختی که از سایت صراط داشتم، که مثلش در تناسب اسم با صاحبش، مثل فرد کچلی است که زلفی گل نام دارد؛ در میان کرده ها و ناکرده هایم به دنبال سوژه ای برای یک دروغ شاخدار دیگر میگشتم.

با دیدن متن خبر و تصویر به اصطلاح سندشان، تصمیم بر آن گرفتم که اینبار نیز مانند اکاذیب و تحریفهای قبلی این جماعت جاهل به فرموده  قران کریم:"و اذا خاطبهم الجاهلون، قالوا سلاما "، عمل نمایم. که اگر مانند عیسی بن مریم از مواجه با جهال فرار نمیکنیم ، لااقل اغتنام فرصت در ماه رمضان ، ماهی که خواب روزه دار مانند عبادت است، نماییم و از همکلام شدن با ایشان بپرهیزیم.

از رسانه های منتسب به شهردار تهران  توقع رعایت  و جانبداری انصاف در حق خودم را نداشتم؛ ولیکن توقع داشتم  با یک نگاه اجمالی به اطراف اربابان خود، لااقل در حق واژه رانت خوار جانب انصاف را رعایت میکردند. و یا از جهانیوز توقع داشتم در حالی که بسیاری از اطرافیشان مستغرق در بحر حمایتهای علمی هستند، لا اقل در حکم رطب خورده، منع رطب خوری نکنند.

هر چند  که در این میان بسیاری از دوستان نیز بذل محبت داشته و رسانه های خویش که اکثرا  با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم میکنند ؛ را برای پاسخگویی پیشنهاد دادند؛ولیکن خلاصه آنکه قصد ارایه هیچ گونه پاسخی نداشتم؛  زیرا اگر قرار به افشای اسرار بود، بی شک سینه های دکتر احمدی نژاد مالامال از ناملایمات، بد اخلاقی ها،ویژه خواری ها و... است. و همچنانکه وی سکوت الهام بخش وحدت آفرین را تنها مرهم برای التیام ناجوانمردی بدخواهانش که امروز توانستند برخی از همراهان سابقش را نیز اجیر نمایند؛ انتخاب نموده است؛ من نیز باید این رویه را در پیش بگیرم؛ که شاید بتوانم در روز میلاد کریم اهل بیت ، به اندازه نوک سوزنی از یک قطره آمده از دریای عظیم کرم و احسان، به این عادتمندان به احسان ، شبیه شوم.

اشاعه و دستاویز قراردادن یک موضوع واهی به عنوان وسیله ای برای زیر سوال بردن بیش از 6 سال مجاهدت دکتر احمدی نژاد در راه اقامه عدل و عدالت ، موضوع را متفاوت  مینمود. دکتر احمدی نژادی که به واسطه  قطع ید بسیاری از بیت المال ، و تلاش در جهت مقابله با ویژه خواری ، امروز اینگونه از سوی گروههای مختلف تحت فشار است، در رسانه های اینان متهم به نقض عهد و پیمان و تمام گذشته پر افتخار گذشته اش است . البته خیلی هم از ذهن به دور نبود؛ زیرا اینان در دولت نهم تمام تلاشهای خویش را در ایراد اتهامات واهی و غیرقابل باور، مصروف نمودند و مجموعه اطرافیانش را مورد آماج قرار دادند؛ ولیکن با عدم حصول نتیجه، در دولت دهم  با اتخاذ استراژی تمرکز بر دکتر احمدی نژاد و تخطئه ارزشهای مطرح شده توسط وی مانند ولایتمداری و و عدالتخواهی ، سعی در جبران مافات نمودند. البته مافاتی که برای اینان بسیار سنگین تمام شد و از یک سو منجر به اقبال 25 میلیونی مردم به دکتر احمدی نژاد و از سوی دیگر به حذف سیاسی برخی از مهره های طراح اصلی و مشترک آن صحنه و این صحنه شد.

و در نهایت درج نام کامل و همچنین زیر سوال بردن مقاطع قبلی تحصیل، مرا بر آن داشت تا به ذکر چند نکته بپردازم:

1-    هرچند ، به فزض صحت نامه مذکور ، پیگیری انجام تعهد خدمت(یعنی انتخاب محل خدمت پس از تحصیل)در دانشگاه امیرکبیر، برای کسی که مقاطع تحصیلی قبلی اش را نیز در آن دانشگاه گذرانده است؛ نمیتواند خواسته ای زیاد و غیر معمول باشد؛ ولیکن پیگیری این موضوع از طریق ارسال یک نامه عادی که در طول شش سال ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد بیش از شش میلیون بار  اتفاق افتاده است، نمیتواند مستمسکی برای اتهام رانت خواری برای وی و نزدیکانش باشد و این در حالی میباشد که همگان حتی گردانندگان مافیای رسانه ای که خود بخشی از مافیای سیاسی – اقتصادی هزار فامیل هستند؛ واقفند که حتی اعطای امتیازات بسیار ویژه تر، نیازی به نامه نگاری آنهم در نامه ای بدون مهر محرمانه و یا مستقیم ندارد. همچنان که با یک اشاره شتر و بارش، سر از جاده ترکستان در می آورند.

3-    هرچند اولین  و آخرین بار تصویر نامه تعهد خدمت را در رسانه مذکور مشاهده نمودم؛ ولیکن حضور در دانشگاه امیرکبیر که به واسطه سیاست زدگی ( هر چند بسیاری از نیروهای مومن و انقلابی را در خود جای داده است) در موارد بسیاری به تریبونی تمام عیار برای اپوزیسیون مبدل شده است؛ به طوریکه در جریان تحصن نمایندگان رد صلاحیت شده مجلش ششم، رییس وقت دانشگاه، پیشگام سایرین می شود و در جمع متحصنین حاضر میشود؛ بیش از انگیزه های سیاسی و اقتصادی  ، برایم انگیزه های الهی دارد.و آن امتداد جهاد مقدسی است که در دوران فعالیت های دانشجویی بسیار بدان برداخته ام. البته در ظاهری متفاوت و آنهم با تلاش در راه تولید علم ، که مورد نظر رهبر معظم انقلاب است. بیشک تنها هدف حضور نیروهای ولایتمدار در دانشگاه ها دفاع از آستان رفیع ولایت است، همان ولایتی که با نگاه به  مراحل پنچ گانه حرکت از انقلاب اسلامی تا تمدن اسلامی، بعد از اطمینان از استقرار دولت اسلامی ، در اندیشه های ایجاد جامعه و تمدن اسلامیست. رهبر استراتژیکی  که در دولت نهم که هنوز پایه های استقرار دولت اسلامی و حرکت دولت بر این مدار جوان و نو پاست؛ در جای جای بیاناتشان  به دفاع از دولت  و رییس مکتبیش می پردازند. و در دولت دهم به موازات خیزشهای اسلامی در منطقه و با مشاهده عزم جدی دولت در استقرار ارکان ارزشهای اسلامی همچون عدالت در مناسبات دولتی، به برنامه ریزی در ایجاد جامعه و تمدن اسلامی هستند.همان ولایتی که به فکر صدور انقلاب اسلامی  و الهی ایران به اقصا نقاط جغرافیای اندیشه حق طلبان و آزادیخواهان است. ولایتی  که در اوج یاوه سرایی برخی از مدعیان، پیش بینی کشیده شدن موج بیداریهای منطقه به قلب اروپا نمودند. هرچند این موج به حرکت در آمد و لندن (قلب استراتژیک حامی اصلی جبهه کفر ) را به لرزه درآورد؛ ولیکن دریغ از اندک تکانی در  مغزهای اینیان .

آری همن ولایتی که در راه ایجاد جامعه اسلامی ، راهبرد جذب حداکثری را بیان مینمایند و برای حرکت در مسیر تحقق جامعه اسلامی، یک دهه از حرکت و حیات ملت ایران  را "دهه عدالت و پیشرفت" نام مینهند. پیشرفتی که باید در تمام شاخصهایش از جمله مشارکت سیاسی و حضور شهروندان در عرصه های سیاسی و اجتماعی به وقوع بپیوندد.ولایتی که فراگیرترین چتر عالم است و به واسطه اتصال به ذات توحید میتواند منشا  وحدت باشد و تمام سلایق را حول خویش جمع نماید.

ولایت فقیه میتواند به الگویی جهانی برای مدیریت صالحان برای رشد و بلوغ ارزشهای بشری پیش از استقرار حکومت جهانی مصلح کل  مبدل شود؛ البته در حالی که جهان تشنه الگویی برای برون رفت از از مشکلات اصلی اش است و ولایت فقیه میتواند مرهمی بر این درد باشد؛ عده ای شبیه به خرس خاله ها ، سعی بر آن دارند تا ولایت را در مرزهای کشور محصور نمایند. البته با وجود رهبری جامع نگر، این موضوع خیالی خام است. ولیکن نسخه مترقی ولایت فقیه به عنوان مهمترین دستاورد حوزه تمدنی اسلام در یک قرن گذشته، به جهان صادر خواهد گردید و مصداق عالم،مدیر،مدبر،عادل و مهربان آن به عنوان رهبری معنوی، التیام بخش قلوب تمام منتظران عدالت و حقیقت در عالم خواهد بود، و لو کره المشرکون.

4-    متاسفانه در برخی از رسانه ها ، بسیاری از مطالب مربوط به دوران کارشناسی و ارشدم منتشر گردید.مطالبی که صرفا در پروفایل دانشجویی من وجود داشته  و جز اسرار شخصی بوده و انتشار آن لااقل خلاف اخلاق است. از این رو لازم است در خصوص تغییر رشته در مقطع کارشناسی توضیح دهم.این تغییر رشته در سال 1383 (یکسال قبل از روی کارآمدن دولت دکتر احمدی نژاد و د ر زمان اصلاحات) اتفاق افتاده است. و در آن موقع من حتی یک بار نیز دکتر احمدی نژاد  را از نزدیک ندیده بودم. این تغییر رشته صرفا به واسطه دارا بودن شرایط علمی و ممتاز بودن  در گرایش بوده است.

5-    انتشار نسبتهای واهی ،کذب و خلاف واقع به عنوان رانت خواری برای من ، و از سوی دیگر عدم وجود محدودیت برای ایشان در لجن پراکنی، نشان دهنده آن است که اینان نتوانسته اند هیچ مورد مشکوک و خلاف اقتصادی برای اینجانب خلق نمایند.

6-    با ریشه یابی این مسایل در می یابیم که در سطح کلان ، منشا ایراد این اتهامات ، به دکتر احمدی نژاد، تخطئه نمودن خدمات و اقدامات دولت نهم و دهم است که مزین به رای 25 میلیونی مردم و تنفیذ رهبری معظم است.تلاش و خدمت بی منت و چشاندن طعم واقعی خدمت رسانی حکومت اسلامی به توده های مردم ، به ویژه محرومان ، توسط دولت، سبب کوچک شدن سفره دستیازان به بیت المال گردیده و ایشان تمام تلاش خویش را مصروف ابتر نمودن دوران این خدمت نموده اند. فلذا تخطئه عدالت محوری با استخدام عده هتاک و غوغازیست از این دست میباشد. در سطحی خردتر نیز، تمام فضاسازی های رسانه ای اخیر برای اینجانب ، به واسطه اصرار بر دفاع از آرمان دولت مکتبی دکتر احمدی نژاد است.و بیشک نیاز به توضیح نیست که مادامی که همچون امروز، وی بر مدار اسلام و ولایت باشد، تا بذل جان بر این عهد با وی ایستاده ام.

7-    پرداختن بیش از این به موضوعات واهی، آنهم در شرایطی که در طول یک هفته گذشته بعد از دیدار مقام معظم رهبری با دانشجویان و تاکید بر نخبه پروری سیاسی و اجتماعی و اشاره معظم له در این راه ، به مشاوران جوان ، بیشترین تلاش خویش را در مجموعه مشاوران جوان به این امر مصروف داشته ام؛ به معنای اتم فرصت سوزی خواهد بود.هر چند از هیچ تلاش مشروع و قانونی برای احقاق حقوق تضییع شده و اهانتهای ناصواب وارد شده به نهادهای علمی و فرآیند کلی ورود نیروهای مومن و انقلابی به بدنه علمی کشور ؛ که در دولت دهم شتاب بیشتری گرفته است؛ فروگزاری نخواهم کرد؛ ولیکن به جریان همزه لمزه که سعی در تبدیل نعمت خدمت به نقمت هم کلام شدن با خودشان را دارند؛ عرض مینمایم:"ویل لکل همزه لمزه"

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 17:39 توسط حمیدرضا افراشته| |


ولایت فقیه تنها مرهمیست که قلب انسان منتظر برای انسان کامل را میتوانند التیام بخشد.و صد شکر ایزد را که زیستن در فضای عطر ناب فرزندی از سلاله نور را به ما عطا نمود.او که غمخواریش برای امت واحده پدرانه است.بغضهایش در غم سیل زدگان پاکستان که بخشی از ولایت امریش است، را به عین دیدیم، ولیکن تدبیرش در رصد و پیش بینی خیزشهای اسلامی و رسیدن این دومینوی بیداری عدالت خواهان و حقیقت طلبان به اعماق اروپا ، بر رخنمونی  عمق استراتژیک رهبر انقلاب اسلامی به آحاد بشریت افزود. همان انقلاب اسلامی که امروز الهام بخش آزادگان عالم است.انقلابی که شالوده اش بر اسلام وطنی ،صدور انقلاب،  آرمان خواهی سعادت خواهی برای بشریت ... قرار دارد.زلال کلامش فروغ راه ملت و مردم است، در زیر بخشهایی از رهنمودات، 

تاییدات و توصیه های رهبر معظم به دولت  عدالت و امید آقای دکتر احمدی نژاد آمده است: 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 13:13 توسط حمیدرضا افراشته| |